نا مشخص

رزمنده ، جانباز جنگ تحمیلی و همرزم شهید چمران:بانوان جانباز، قهرمانان گمنام جنگ تحمیلی هستند/ شهید چمران، جانبازی ام را تبریک گفت/ شهید چمران معلم اسقامت، شجاعت و ایستادگی

تورق کتاب دفاع مقدس ما را به ردپای شیر زنانی می‌رساند که به معنای واقعی کلمه، گمنام و در خفا واژه قهرمان را به دوش می‌کشند در حالی که هنوز برای بسیاری ناشناس هستند.

رزمنده ، جانباز جنگ تحمیلی و همرزم شهید چمران:بانوان جانباز، قهرمانان گمنام جنگ تحمیلی هستند/ شهید چمران، جانبازی ام را تبریک گفت/ شهید چمران معلم اسقامت، شجاعت و ایستادگی
به گزارش سرویس خبری بسیج جامعه زنان خبرگزاری بسیج - از قزوین: بر کسی پوشیده نیست که سربازان غیور ایران اسلامی چگونه در ۸ سال دوران جنگ تحمیلی از میهن عزیزمان دفاع کردند اما در این میان شاید آن طور که باید، به نقش بانوان در دوران دفاع مقدس پرداخته نشده است. زنان شیر دلی که پا به پای همرزمان خود از کشور دفاع کرده و نه تنها در پشت جبهه‌های حق علیه باطل به خدمت رسانی مشغول بودند که حتی برخی از آنان چشم در چشم با دشمنان جنگیده و آنها را از خاک کشور تارانده‌اند. خاطراتی را از زبان عزت قیصری بانویی رزمنده، جانباز و ایثارگر که با تمام توان خود در مقابل دشمنان ایستادگی کرده و مدت زمانی نیز در رکاب شهید چمران بوده است را از زبان خود می‌خوانیم. عزت قیصری، رزمنده و جانباز جنگ تحمیلی در گفت‌وگو با خبرنگار طنین یاس با اشاره به اینکه در سن ۱۷ سالگی به صورت داوطلبانه جذب سازمان پیش‌مرگ‌های مسلمان کرد شدم، اظهار داشت: این سازمان توسط شهید محمد بروجردی برای مقابله با ضد انقلاب در کردستان تشکیل شده بود. وی افزود: مرداد ماه سال ۱۳۵۸ و در محاصره منطقه پاوه افتخار هم‌رزمی با شهید مصطفی چمران نصیبم شد و توانستم در کنار این شهید والامقام به میهن عزیزمان ایران اسلامی خدمت کنم. قیصری با بیان اینکه به عنوان پرستار در بیمارستان خدمت‌رسانی می‌کردم خاطرنشان کرد: افراد ضد انقلاب در مردادماه سال ۵۸ پس از محاصره منطقه پاوه اقدام به حصر بیمارستان کردند این در حالی است مجروحان جنگی از من می‌خواستند تا خود را نجات دهم. این بانوی رزمنده و جانباز دفاع مقدس ادامه داد: اصرار بیش از حد مجروحان موجب شد تا بر خلاف میل باطنی خود از آنها جدا شده و در زیر باران توپ و گلوله به سردخانه بیمارستان پناه برم. وی با بیان اینکه سرمای فضای سردخانه و بوی سدر و کافور اندکی مرا ترساند چراکه در آن زمان تنها یک نوجوان ۱۷ ساله بودم و درک زیادی از مرگ و شهادت نداشتم، عنوان کرد: از سردخانه که خارج شدم، خود را در قلب جنگ یافتم و با تلاش فراوان خویش را به نگهبانان منطقه رساندم. قیصری تصریح کرد: هرگز این فکر به ذهنم خطور نمی‌کرد که شاید دشمنان، جای نگهبانان انقلابی را گرفته باشند به همین سبب با صدای بلند فریاد می‌زدم و آنها کمک می‌خواستم این در حالی است که پس از اندک زمانی دریافتم در محاصره دشمن قرار گرفتم و خبری از نیروهای خودی نیست. این بانوی رزمنده دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: زیر باران و آماج گلوله‌های دشمن، یک تیر به پایم برخورد کرد و منجر به خون‌ریزی شدیدی شد. وی عنوان کرد: با تلاش فراوان و سختی بسیار توانستم از آن محیط خارج شده و در سنگری پناه گیرم اما متاسفانه در همان زمان مردی با لباس عراقی در چهارچوب در ظاهر شد، با سرعت نزد من آمد و اسلحه را بر شقیقه‌ام قرار داد. قیصری با بیان اینکه یک آن اسلحه را پس زدم تا خود را نجات دهم، گفت: آن سرباز عراقی با اسلحه به قفسه سینه‌ام کوبید که یک لحظه تصور کردم نفسم قطع شده است. این بانوی رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس افزود: در آن ثانیه‌های خطرناک با خود فکر می‌کردم شاید این مرد عراقی لحظه‌ای توانسته غرور جنگی مرا خدشه‌دار کند اما هرگز نمی‌تواند غرور یک بانوی شیعه‌ ایرانی را بشکند. وی ادامه داد: با ذکر یا زهرا(س) از جای خود برخاستم و با کلت کمری خود به پای این مرد شلیک کرده و توانستم از آن محیط فرار کنم. قیصری با بیان اینکه با زبان روزه، همچون آهویی سرگردان بدون توجه به مقصد خاصی می‌دویدم تا به چشمه کوچکی رسیدم، خاطرنشان کرد: یک مشت آب برداشتم تا با نوشیدن آن، عطش زیادم که به سبب از دست دادن خون فراوان به وجود آمده بود را جبران کنم اما در همان زمان به یاد آوردم که روزه هستم. این بانوی رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس تصریح کرد: تشنگی امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) در روز عاشورا به ذهنم نفوذ کرد و در همین زمان آب را بر روی آب ریخته و راه افتاده و در کنار یک دیوار شکسته پناه گرفتم. وی عنوان کرد: تنهایی و تاریکی از یک سو، صدای تیر و گلوله دشمنان از سوی دیگر و جراحت پایم که هر لحظه شدیدتر می‌شد، موجب راز و نیاز صادقانه من با حضرت زینب کبری(س) شد. قیصری با بیان اینکه از حضرت زینب خواستم تا کمکم کرده و راه نجاتی پیش روی من قرار دهد، گفت: در همین لحظه سایه‌ای را مشاهده کردم که نور سبزی همراهش بود. این بانوی رزمنده و جانباز دفاع مقدس خاطرنشان کرد: صدایی را به گوش خود شنیدم که گفت «از این مسیر مستقیم برو» اما پس از شنیدن این جمله غیب شد و دیگر هیچ سایه‌ای را مشاهده نمی‌کردم. وی افزود: از همان مسیر راه خود را ادامه دادم تا به خانه پاسداران رسیدم و دکتر چمران را نیز در همان مکان ملاقات کرده و سرگذشت خود را برای این شهید والامقام تشریح کردم. قیصری با بیان اینکه شهید چمران پس از شنیدن ماجرایی که داشتم، جانبازی‌ام را تبریک گفت، عنوان کرد: از آن روز به بعد حتی پس از بهبودی کامل، در کنار زنان و مردان غیور کرد به فرماندهی شهید چمران، تا زمان پیروزی جبهه‌های حق علیه باطل به جنگ با دشمنان ادامه دادم. وی خاطرنشان کرد: شهید چمران مرد بزرگی بود و در همان مدت زمان کوتاه همراهی با ایشان درس‌های بزرگی را همچون استقامت، ایستادگی و شجاعت از این شهید والا مقام آموختم. گفتنی است عزت قیصری بیش از ۲۰ سال است که در استان قزوین سکونت دارد و در این زمان نیز به عنوان کادر درمان به مردم خدمت‌رسانی کرده است. پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس
منبع خبر: خبرگزاری بسیج

اخبار مرتبط

داغ ترین اخبار هفته